کافه پیانوی            بیوتن

    فرهاد جعفری    رضا امیرخانی

 

 

 

تقریبا چند هفته پیش بود که با بروبچ رفته بودیم مشهد ، پابوس اما رضا (ع) . جای شما خالی ...  . اونجا که بودیم روزنامه کیهان تو صفحه ی ادبیش عکس فرهاد جعفری و کتاب رمان کافه پیانوش رو زده بود و یه مقاله در رابطه با مسائل انتخابات وجعفری نوشته بود .

اینکه :  فرهاد جعفری با اینکه به عنوان یک نویسنده بیشتر به یه اصلاح طلب معروف هست اما در انتخابات ریاست جمهوری از احمدی نژاد حمایت کرده و باعث شد که از طرف همفکرانش مورد بی مهری فراوانی قرار بگیره اما باز هم کم نیاورد و حمایتش رو ادامه داده ... و همچنین این دو رمان خیلی با هم رقابت داشتن و فرهاد جعفری ، بیوتن امیرخانی  رو متهم میکرده  که از طرف سازمانهای دولتی خریداری شده و با تخفیف زیاد فروخته میشده و از این دست .

تا زمانی که مقاله رو خوندم یادم نیست اسم جعفری رو شنیده باشم ، حتی اسم رومانش رو : ((کافه پیانو )) البته به این معنا نیست که رومانش مشهور نیست نه ، به این خاطر که من خیلی رومان خون نیستم . اما بعد از خوندن مفاله علاقه مند شدم رمان رو بخونم . تو برگشت رفتیم قم و تو پاساژ قدس کافه پیانو رو 5000 تومان نا قابل گیر اوردم .    14/5/88 شروع کردم و ده روز نگذشت که تموم شد 24/5/88  

کافه پیانو رو با بیوتن مقایسه کردم :

کافه پیانو سرگذشت یه قهوه چی هست که تو کافه ی خودش کار میکنه و در واقع نقل زمانی  هست که داره زندگی میکنه . اسم کافه ی این قهوه چی ((پیانو)) هست . روحیاتش رو برای خواننده توضیح میده که چه رفتار هایی خوشش میاد و از چه رفتار هایی خوشش نمیاد . رفتارهایی که خیلی ما از ایرانی ها گرفتار اون هستیم . مثلا تعارف . یا اینکه هر جور که میخواد زندگی کنه و کار نداره که دیگران چطور در این رابطه فکر میکنند ... در آخر رمان نوشته شده که قهوه چی در واقع خود فرهاد جعفری هست اما توی کافه کار نمی کنه . یعنی اینکه اکثر شخصیت های داستان واقعی هستند . در کل لحن کسی که داره داستان رو تعریف میکنه (( قهوه چی یا همون فرهاد جعفری واقعی )) خیلی مغرورانه به نظر میرسه و از الفاظی استفاده میکنه که از نظر من اصلا زیبا نیست . رمان رو متوسط دیدم و نتونستم از اون یه نتیجه گیری و جمع بندی خاصی داشته باشم . به نظر من داستان نمیتونه یه تفکر خاص یا یه فرهنگ و یا عقیده رو به خوانندش انتقال بده و در واقع حرف خاصی برای گفتن نداره . ((البته به نظر اینجانب)) ولی نحوه نگارش رمان رو میپسندم ...

اما در عوض بعد از خوندن از به ی امیرخانی علاقمند شدم بقیه داستان ها و رمان هاش رو بخونم از جمله ((بیوتن)) . از نحوه ی نگارش ش که کافه پیانو هم ب ه اون شباهت داره خیلی خوشم امد . وقتی تمومش کردم تونستم یه نتیجه گیری نسبتا خوبی ازش داشته باشم . از نظر عقیدتی نسبتا رمان رو پسندیدم و در آخر احساس کردم میتونه انتقال دهنده ارزش های خوبی به خواننده باشه . البته بعضی جاها هم به نظرم نیاز نبوده امیرخانی اونطوری به جزئیات بپردازه و شرح بده . خاصتا نوع لباس و رفتار زنی که توی کاباره تو نیویورک کار میکنه و از این دست تفصیلات . 

در مجموع به کافه پیانو نمره 12 و به بیوتن نمره 17 میدم .

علمدار صبح

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 5 شهریور 1388    | توسط:    | طبقه بندی: فرهنگی - اجتماعی،     | نظرات()